حرامم کن .....
شبیه گلوله ای / که در تپانچه جان داد .........
قبل از آنکه حرفی برای شلیک / داشته باشد...
من به بوی باروت ، بیشتر از عطر ِ فرانسویت احترام میگذارم ...
بی آنکه از حقیقت ... انتظار بروز داشته باشم ........
گرامافون را خاموش کن ... خدا مدت هاست نزدیکی ِ رگ ِ گردنت
خوابش برده ......................
ϰ-†нêmê§ |